“اندیشه بر انگیز ترین امر، در زمانه ی اندیشه بر انگیزِ ما، آن است که ما هنوز اندیشه نمی کنیم”

چه باشد آنچه خوانندش تفکر، فصل نخست صفحه ی ۷ ترجمه‌ی سیاوش جمادی

“اندیشیدن” چیست؟

هایدگر در «چه باشد آن چه خوانندش تفکر» ادعا می کند که ما اندیشیدن نمی دانیم و لذا “اندیشه نمی کنیم” او در ادامه ی همین فصل (فصلِ نخست) تاکید می کند که حتی آنان که به صورتِ تخصصی فکر می کنند، یعنی سر و کارشان با قلم و کاغذ و عدد و ارقام یا حتی با فلسفه و علم و دانش است نیز نمی اندیشند!

به نزدِ ابر فیلسوفی چون هایدگر بشر امروزی دچار فقر تفکر است. البته بحث که به اینجا می رسد، به جاست که بپرسیم: چیست این اندیشه و اندیشیدن که ما را همچنان، یارای آن نیست؟

با توجه به سیاقِ مباحثی که هایدگر پیش کشیده، روشن می شود که انباشتنِ اطلاعات در ذهن، به معنای اندیشیدن نیست، به طور مثال امروزه روز کتاب هایی که یک دانشجوی رشته ی فلسفه می خواند، سقراط یک دهم-اش را هم نخوانده بود حتی به خواب هم ندیده بود، اما با این حال به خوبی می دانیم که این تعبیرِ وایتهد ”کلِّ تاریخ فلسفه ی غرب، تنها حاشیه ای ست بر سقراط” در حق و شأنِ افلاطون، اغراق نیست.

بنابراین می بایست از منظرِ دیگری به مساله ی «اندیشیدن» نظر کنیم، به زعم هایدگر خطای انسان معاصر آن است که ذخیره‌ی اطلاعات و حمل و انتقالِ آن، حمّالیِ دانش کردن است، اما اندیشه نیست، روزانه میلیون ها پست و یاد داشت و ویدئو و… در شبکه های اجتماعی با شعارِ رشدِ فکر و فرهنگ جامعه و مردم منتشر می شود که با اندک بررسی-ای آشکار می شود که انبانِ کثیری از این قیل و قال ها، نتیجه ای جزِ بسط جهل و سردرگمیِ و… ندارد.

اما اگر صرفِ خواندن و پژوهش داشتن و نگاشتن و بر تعدادِ مقالات و به اصطلاح رزومه افزودن، تفکر نیست و انسان را به قلمروِ خرد، نزدیک نمی کند پس چه چیز است که آدمی را به اندیشه فرا می خواند؟

طبیعت؟ تکنولوژی؟ جامعه؟ اقتصاد؟ فرهنگ؟ دین و دیانت؟ فلسفه؟ علوم انسانی؟ تجربه؟

این ها که همه در ذیل همان انبان نمودنِ دیتا است، پس ”چه باشد آنچه خوانندش تفکر؟”

این چه است که ما را به “تفکر دعوت می کند”؟

همانطور که در رابطه با فهمیدن، “عمل فهم داریم” و “فهمیدن هم یک نوع عمل” است، اندیشه نیز چنین است و هایدگر اندیشه را نیز یک عمل و تجربه دانسته و از تجربه ی تفکر و آموزشِ اندیشه سخن می گوید.

ولی این تجربه ی تفکر چه نوع تجربه ای است؟ و چه چیز ما را به “اندیشیدن” و یا “عمل اندیشیدن و تجربه ی تفکر” دعوت می کند؟ پاسخِ هایدگر شنیدنی ست؛

این خودِ “اندیشیدن” است که ما را به اندیشیدن دعوت می کند!

با توجه به عبارت فوق، تجربه ی تفکر، تجربه ای است که در “راه” به دست می آید و بنابراین اندیشیدن مساوی با چیزی قرار می گیرد که در راه به دست آمده یا می آید.

نباید فراموش کرد که هایدگر تمامِ تاکیدش بر راه است و نه غایت چرا که این «راه» و این «ساحت» یعنی ساحتِ خرد هرگز پایانی ندارد.

و تمامِ ارج و قرب این راه، فرایندِ استدلال است (و ن فراورده) فی المثل بارها شنیده ایم که برخی با گزاره ی «میدانم چه میخواهی بگویی» مانع از استدلالِ دیگری و شنیدنِ شدن سخن دیگران شده اند، یعنی خود، ادعا کرده اند اما گوشی برای شنیدن نداشته اند و این یعنی فلج کردنِ دیالوگ! «گفتن، دوختن، بریدن، حکم صادر کردن، و در عین حال نشنیدن!»

شنیدن بخش اصلیِ دیالوگ و به تعبیرِ گادامر سخت ترین کار در ساحتِ مفاهمه است.

در اینجا نفسِ فرایند است که بها می یابد حتی اگر نادرست باشد، و به همین جهت است که اصحاب ایدئولوژی همواره در طول تاریخ بشر دقیقا با همین فرایند به مشکل خورده اند.

باری، بشرِ امروز، حمّال اطلاعات بوده و دچارِ بمبارانِ اطلاعات شده است و سودای آن دارد که از هر چه، هر جا رخ میدهد فورا مطلع گشته و هر چه بیشتر بره امور سرعت بخشد:

از سرعت دادن به انتقالِ کالاهایی برای مصرف تا سرعت بخشی در مطالعه و حمل و انتقال اطلاعات و حتی “سرعت بخشی به تامل و تمرکز و تفکر”

اما آیا «تامل» و «تمرکز» و «تفکر» سرعت بر-دار است؟ آیا راهِ اندیشه، اتوبان است که سرعت بردار باشد؟ سرعت برداشتن و سریع بودن در وادی اندیشه به ابتذال کشیدن و سطحی نمودن آن است، و این سطحی نمودن، و تنزل بخشیدن و به ابتذال کشیدنِ امور و ساحتِ اندیشه، بهترین گواه بر نیاندیشیدنِ انسان امروز و سخنِ آغازینِ ما می باشد که؛ ” اندیشه بر انگیز ترین امر در زمانه ی اندیشه بر انگیز ما آن است که ما هنوز اندیشه نمی کنیم”

پ ن:

شما عزیزان می توانید با شرکت در فصل هوسرل و هایدگر: هرمنوتیک و پدیدارشناسی، تا حدودی تسلط نسبی، نسبت به مولفات و مقومات آراء و آثار و اندیشه های این دو ابر فیلسوف، پیدا کنید.

سر فصل این دوره ی آموزشی: ?

سر فصل‌های دوره ی هرمنوتیک:

مؤلفات پدیدارشناسی هوسرل

چیستی هرمنوتیک

تاریخچه ی هرمنوتیک

هرمنوتیک شلایر ماخر

هرمنونیک هایدگر و گادامر

هرمنوتیک قدیم و جدید

شرایط نگاه هرمنوتیکی

شرایط یک تفسیر

تفاوت تفسیر و تفسیر کردن و مفسر

انواع تفسیر و فهم و موضوعات فهم

چگونگی تفسیر متون مقدس

گام های نخست در تفسیرِ یک متن

چگونگی تشخیص تفاسیر ایدئولوژیک و تئولوژیک و… از خوانشی پدیدارشناسانه از متن و…