مهم-ترین کار-کرد ایدئولوژی (اعم از دینی و غیر دینی) چیست؟

? پیش-تر گفتیم که ایدئولوژی مهم-ترین شعار اش خدمت به دال های تهی و خنثایی چون: وطن، دین، ملیت، مبارزه با فساد و… است و مهم-ترین مولفه اش مشغول شدن به زجر کش کردن فاسدانی که خود در زمینی فاسد پرورششان داده است!!

حال اضافه کنم که: تنها امری که در ایدئولوژی به صورت کاملا قطعی تحقق می یابد نابود کردن و تباه نمودنِ تک تک لحظات زندگی و فرصت ها و امکان های موجود و آینده است.

ایدئولوژی همواره زندگی را به انحاء مختلف نفی می کند، یعنی چه؟

یعنی تمامیِ خواستن های واقعی و عینی، همه ی داشتن های واقعی و عینی، نیازهای فوری و ضروری برای گذراندنِ زندگی و هر چه که لازم است «اکنون و همینجا و همه» [همان سه کلمه ای که مارتین لوترکینگ بر آن تاکید داشت] داشته باشند را به تعویق می اندازد.

یعنی ایدئولوژی هماره تاکید می کند که: ما در آینده به جامعه ای جهانی تبدیل خواهیم شد، جامعه ی ما تنها الگوی بشر خواهد بود، وضعیت تغییر خواهد کرد، دین خدا به عنوان بهترین و برترین دین شناخته خواهد شد، خدمت شما به دین نزد خدا نادیده گرفته نخواهد شد، درست است که الآن و اکنون شما مردم در نانِ شب و نیازهای اولیه تان مانده اید و درست است که فساد سر و روی حاکمیت را گرفته است و درست است که انحطاط سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و … کل جامعه را به پرتگاه سقوط کشانده است اما اگر تحمل کنیم و ادامه دهیم به آن جامعه ی آرمان و آن آرمانی که وعده اش را داده ایم دست خواهیم یافت.

این «تحمل کردن و ادامه دادن» با توجه به وضعیت فاجعه بار یعنی چه؟ یعنی «نخواستن» و «نداشتنِ» چیزی که وجودش برای زنده ماندن و زندگی کاملا ضروری ست و این یعنی نفیِ خودِ زندگی.

? به همین جهت است که آلتوسر می گوید: “مهم-ترین کارکرد ایدئولوژی، نفی زندگی ست”

ابوذرشریعتی