به این عبارتِ لکان خوب دقت کنید “انسان تنها موجودی ست که می تواند بواسطه ی حقیقت، دیگری را فریب دهد!”

چند مثال ساده:

در روایت وارد شده است که ابوذر، پیامبر اسلام را داخل در کیسه ای نمود تا از دست قریشیان فراری اش دهد، هنگام خروج وقتی از او پرسیدند ابوذر آن کیسه چیست؟ ابوذر گفت «محمد است!» این پاسخ ابوذر در نظر آنان مضحک و مسخره آمد و بالکل بی خیال جستجوی او شدند (این یک روایت است و واقع شدن یا نشدن اش مهم نیست، مهم مرادی ست که از داستان داریم)

مثال دیگر:

فرض کنیم فرزند جوانِ خانواده ای چند شب دیر به خانه باز میگردد (چنانچه عین همین فرض ما در بزخی فیلم های سینمایی هم به تصویر کشیده شده است) پدر یا مادر فرزند جوان می پرسند؛ اصلا معلوم هست کجا بودی؟ و او پاسخ می دهد «سر قبرِ دوستی که چند ساعت پیش سرش را بریده و چالش کردم!» فرزند جوانِ قصه ی ما حقیقت را می گوید! اما پدر و مادر این سخن و این گزارشِ صریح و علنی را باور نمی کنند و راحت از کنار مساله می گذرند!

این نکته، روشن می کند که؛ «همواره گزارشِ علنی، محتوای گزارش شده را تحت تاثیر قرار می دهد»

وقتی یکی از رقیبانِ فی المثل یک سخنران، پس از اتمام سخنرانی به او می گوید «هی رفیق باید بیشتر رو فن بیانت کار کنی» سخنرانِ قصه گمان می کند که دوست و رقیب او بخاطر حسادت و … به او چنین گفته و در واقع او عالی بوده است و لذا براحتی فریب می خورد! (در این مثال و این موارد، انسان بواسطه ی حقیقتِ بیان شده خود را فریب میدهد و نه دیگران را اما به هر حال بواسطه ی حقیقت، فریب می خورد)

در همین سیاقِ فریب دادن بواسطه ی گزارشِ صریحِ واقعیت است که می بایست گزارشاتِ حکومت ها را فهم کرد یعنی وقتی نمایندگان آمریکا آشکارا از شکنجه ی برخی مجرمان خبر می دهند یا زمانی که ایدئولوژی-ای صراحتا از تفتیش عقاید سخن می گوید یا افرادی در صدا و سیما ظاهر شده و گزارش دزدی و غارت و چپاول می دهند، نباید آنقدر ساده و ابله شد و این گزارشات علنی را دالِّ بر صداقتِ حاکمان یا منتقدِ دلسوز بودنشان دانست (اگر منتقدِ دردمند بودند که اصلا صدایشان منعکس نمی شد!) بلکه برعکس اینجا دقیقا جایی ست که باید این پرسشِ فریب افکن را طرح کرد که؛

“این سخن یا این گزارشِ علنی و آشکار چه چیز پنهان یا بیشتری یا چه فریبی در خود دارد که باعث شده حاکمان (که دروغ در ذاتشان است و بی دروغ هیچ حکومتی دوام و قوام نمی آورد و پیدا نمی کند) آن را چنین آشکار اعلان نمایند؟”

فریبِ ظاهرِ صادق و گزارش علنی حکومت ها را نخوریم، این عرصه، عرصه ی فریب (اساسا عرصه ی نمادین اعم از سیاست و فرهنگ و مقررات پرستی و … از ریشه و اساس عرصه ی فریب می باشد) است لذا تا جایی که می توانید می بایست به آن بدبین باشید.

ابوذر شریعتی